چند درس کلیدی قدرت از کتاب 48 قانون قدرت

کتاب 48  قانون قدرت

حس قدرت چطور به نظر میرسد؟ چطور میتونید قدرت را به دست بیارید؟ در برابر زور و قدرت دیگران چه جوری باید از خودمون دفاع کنیم؟ و از همه مهمتر اینکه چطور از قدرتمون به خوبی استفاده کنیم و در ضمن حفظش هم بکنیم؟

تمام این سوالات به شدت مهمند و تماما در کتاب ۴۸ قانون قدرت پاسخ داده می شوند. پس همراه من باشید تا چند درس از این کتاب یاد بگیریم.

درباره کتاب ۴۸ قانون قدرت

این کتاب در سال ۱۹۹۸ نوشته شده و در این مدت بیشتر از یک میلیون نسخه فروش داشته است. ۴۸ قانون قدرت در بین رپر های خارجی محبوبیت خاصی دارد. مثلاً یکی از این رپر ها، 50 cent است که نویسنده در کتاب دیگری با او همکاری داشته است.

سه درس که از کتاب ۴۸ قانون قدرت یاد گرفتم.

در این قسمت، سه درس از درسهای زیادی که از این کتاب یاد گرفتم را به شما هم میگم.

1.همیشه مافوق خودتان را باهوش تر نشان بدید.

2.رقبای خود را با رفتار غیر قابل پیش بینی، گیج کنید.

3.دیگران را مجبور به انجام کارها نکنید، بلکه آنها را اغوا کنید.

خوب ببینیم منظور از سه جمله بالا چیست.

همیشه مافوق خودتان را باهوش تر نشان بدید.

در این قسمت، کتاب ۴۸ قانون قدرت، مثال جالبی زده . فرض کنید رئیس شما با کار با کامپیوتر دچار مشکل شده و از شما کمک خواسته است. حالا اگر می خواهید تا آخر عمر اصلاً ترفیع و پاداش نگیرید، کافیه این کار را بکنید. به اتاق رئیس رفته و مشکل او را حل کنید. در همین حین بگید: آقای رئیس، مهم نیست شما بلد نیستید! در عوض، من بلدم! من خوشحال میشم کمکتون کنم. بفرمایید، درست شد. یاد گرفتید چی کار کردم؟!

اگر این حرف ها را بزنید و اخراج نشوید، باید خوشحال باشید، چون رئیس خوبی دارید!

تنها چیزی که افراد در موضع قدرت دوست ندارند، این است که ناتوان به نظر برسند.

🌟مثال

وقتی شما مهارت و توانایی های خود را به رخ دیگران می کشید، دقیقا همین اتفاق می افتد. یکی از افرادی که با پوست و استخوان معنای این حرف را درک کرده ،نیکلاس فوکه وزیر دارایی فرانسه در زمان لویی چهاردهم است. بیایید باهم تجربه او را بخوانیم.

نیکلاس، برای اینکه از پادشاه حمایت کند، در قصر خود مهمانی بسیار بزرگ و پر تشریفاتی راه انداخت. همین مهمانی باعث شد او به حکم حبس ابد گرفتار شود! چرا؟

چون شاه که مهمانی او را دید (با اینکه مهمانی به خاطر او بود) احساس حقارت و کوچکی کرد. به همین دلیل، و زیر را متهم به دزدی کرد و با لگد به زندان فرستاد! وزیر هم تا آخر عمر در زندان ماند و یاد گرفت که نباید مهمانی او  از مهمانی هایی که شاه می گیرد، بهتر باشد!

نتیجه: به جای اینکه نشان بدید چقدر خوب هستید، طوری رفتار کنید که رئیس شما باهوش ترین فرد اتاق به نظر برسد.( حتی اگر این طور نیست.)

اعتبار بدید و در ازای آن مسئولیت و ترفیع بگیرید.

مثال دیگر وقتی که گالیله چهار قمر مشتری را کشف کرد، می توانست تمام اعتبار این موضوع را برای خود کند. ولی او کشف خود را به نام دوک کوزیمو و برادرانش نامید. در نتیجه دوک او را به عنوان فیلسوف و ریاضیدان رسمی خود قرار داد. بعد هم بودجه تحقیقات چند سال آینده گالیله را تامین کرد.

عمدا اشتباه کنید تا رقبای خود را سردرگم کنید.

گاهی به نظر می رسد که رقبا همیشه یک قدم از شما جلوتر هستند. احتمالاً به این دلیل است که رقبا وقت و زمان میگذارند تا شما و الگوهای رفتاری شما را کشف کنند.

در چنین مواردی بهترین کاری که می‌توانید بکنید، این است که غیرقابل پیش بینی عمل کنید. برعکس آنچه همیشه انجام میدید، عمل کنید. عمدا اشتباه کنید یا مدتی ناپدید شوید.

رفتار نادرست، تحلیل رقبا را به هم میریزد. در واقع، وقتی آنها مشغول پیدا کردن رفتار و الگوی تازه شما هستند، فرصت پیدا می کنید تا پاسخ مناسب را به آنها بدهید.

بابی فیشر در مسابقات جهانی شطرنج در سال ۱۹۷۲ دقیقاً از این استراتژی استفاده کرد. او در بازی اول خود اشتباه ساده ای کرد. در بازی دوم هم حاضر نشد و بازنده شناخته شد. در بازی سوم هم تنها چند دقیقه قبل از شروع بازی حاضر شد. بعد دائم درخواست‌های عجیبی می کرد، مثل عوض کردن اتاق، حرکت دوربین و…

در آخر هم بازی های را انجام داد که کاملاً غیرمعمول با سبک شطرنج معمول خود بود. با همین شیوه توانست رقیب خود را شکست دهد و قهرمان جهان شود.

به جای مجبور کردن دیگران برای انجام کاری، آنها را اغوا کنید.

حتی وقتی در موضع قدرت هستید، مردم همیشه کاری را که شما می خواهید، انجام نمی دهند. در چنین اوضاعی، نباید با زور، افراد را مجبور به انجام کاری بکنید. در عوض، آنها را اغوا کنید.

🌟مثال

کتاب ۴۸ قانون قدرت برای درک این موضوع مثالی واقعی می زند چوکو لیانگ رئیس استراتژیست نظامی چین باستان از همین روش برای شکست دشمن استفاده کرده. او به جای نابود کردن کل ارتش دشمن، آنها را اسیر کرد و بعد به آنها غذا و شراب عالی داد. سربازان فریب خوردند و از این سخاوت نهایت استفاده را بردند.

وقتی چوکو مطمئن شد سربازان همه مست و گیج هستند، آنها را آزاد کرد و فقط پادشاه را گروگان نگه داشت. وقتی پادشاه بدون سرباز ماند، او را تهدید کرد که اگر باز هم به چین حمله کند، مجبورش می کند جلوی پادشاه چین زانو بزند. در سال های بعد، این اتفاق بارها رخ داد و چوکو با همین روش ،این پادشاه را فریب می داد و دوباره او را تهدید می‌کرد.

در نهایت دفعه هفتم، پادشاه مغرور و پررو به پادشاه چین تعظیم کرد و به میل خود تسلیم شد.

نیروی خام، فقط باعث ایجاد رنجش میشود. به جای آن، از اغواگری استفاده کنید.

کتاب ۴۸ قانون قدرت، پر از قوانین جالب و کاربردی است. کتاب، برای تک تک قوانین، دلیل و استدلال محکمی می‌آورد. پس این کتاب قطعاً ارزش خواندن دارد. چون چیزهای زیادی می توان از آن یاد گرفت.

این کتاب را به چه کسانی توصیه می کنم؟

این کتاب را به همه کسانی که به خاطر قلدری و زور دیگران، مورد آزار و اذیت قرار می گیرند، پیشنهاد میکنم. همچنین کسانی که یک شبه به موفقیت و شهرت زیادی رسیده‌اند، باید این کتاب را بخوانند. در نهایت هم اگر میخواهید از تاریخ درس های عملی بیشتری یاد بگیرد، این کتاب مناسب شما است.

اگر شما هم جزو این افراد هستید، میتونید همین حالا کتاب ۴۸ قانون قدرت را از طریق دکمه زیر، از دیجی کالا سفارش بدید. فقط ۵ درصد افراد جامعه عمل می کنند و فقط همین پنج درصد هستند که موفق می شوند.

مطالب مشابه

۴ راز موفقیت از زبان دیوانگان موفقیت

کتاب باشگاه پنج صبحی ها را فقط تشنگان موفقیت میخوانند

انتخاب های شما خوشبختی شما را تعیین می کند

 

 

ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.