با کتاب جنایت و مکافات( داستایوفسکی ) بیشتر آشنا شویم

0

معرفی کتاب جنایت ومکافات

هنگامی که داستایوفسکی کار روی  جنایت و مکافات را آغاز کرد، در تابستان 1865 او افسرده و در تنگناهای جدی مالی بود. یک قمار اخیر باعث از دست رفتن پس انداز او شده بود و او برای هزینه های شخصی و همچنین صورت حساب های مجله ای که او تأسیس کرد و مجبور به توقف بود ، بدهکار بود.

با تهدید به زندان توسط بدهکاران ، ناشری بی وجدان با او تماس گرفت و قراردادی استثمار کننده را ارائه کرد که بر اساس آن داستایوفسکی حق چاپ را برای تمام آثار موجود خود امضا کرد و موافقت کرد تا پایان سال بعد یک اثر داستانی بنویسد.

با توجه به همه اینها ، مبلغ سه هزار روبل به او پرداخت شد ، که بیشتر آن به سرعت توسط سفته بلعیده شد. و پول کم باقی مانده، در میزهای بازی هدر رفت. داستایفسکی یک بار دیگر تهی دست شد و خود را مجبور کرد که روی نوشتارش تمرکز کند.

ریشه کتاب جنایت و مکافات

https://www.uplooder.net/

ریشه های کتاب  جنایت و مکافات را می توان در قسمت های مختلف زندگی داستایوفسکی یافت. ایده اولیه او ، اعتراف شخص اول قاتل ، در دوران زندان در سیبری به او رسید-تجربه ای که عمیقا دیدگاه های سیاسی او را تغییر داد و احترام مادام العمر به نظم و اقتدار را در او القا کرد.

همچنین شواهدی وجود دارد که وی خانواده مارمالدوف را مبنای رمانی تحت عنوان “مست ها” می داند ، اما این رمان، هرگز منتشر نشد. داستایوفسکی صرف نظر از ریشه های جنایت و مکافات، به دنبال آن بود که این رمان تا حد ممکن به کمال نزدیک باشد.

کتاب جنایت و مکافات یک مطالعه شخصیتی درخشان و فوق العاده در مورد مردی است که در همان زمان همه کاره است و به اندازه هر شخصیت دیگری که تا به حال نوشته شده است، قابل توجه است. او سوال ساده ای را مطرح می کند ، “آیا بدی می تواند اهداف شرافتمندانه را توجیه کند؟” و بدون تعلیم و ساده لوحی به آن پاسخ قانع کننده می دهد. داستایفسکی آنقدر خود را با آگاهی روسکولنیکوف آشنا می کند و آشفتگی و عصبانیت او را آنقدر دقیق و جامع توصیف می کند که به راحتی نمی توان فراموش کرد که وقایع در طول دو هفته اتفاق می افتند.

تشویق نویسنده

نویسنده ما را تشویق می کند تا با شخصیت اصلی کتاب جنایت و مکافات، همذات پنداری کنیم. توصیفات سخت و دشوار محله های تنگ و مبهم دانش آموز. مناظر و صداهای فوق العاده یک بعدازظهر خفه کننده در خیابانهای سن پترزبورگ ؛ تنش طاقت فرسای بازجویی پورفیری – همه اینها باعث می شود خواننده در قلب این عمل قرار بگیرد: ذهن آشفته و عذاب روسکولنیکوف.

خود قتل برای رمان تقریباً اتفاقی است. داستایوفسکی بیش از چند صفحه به توصیف اجرای آن اختصاص نمی دهد ، هرچند او درباره نوسانات دردناک قبل از این حادثه توضیح می دهد و البته هر جنبه ای از پیامدهای آن را آشکار می کند. به طور مشابه ، مجازات روسکولنیکوف ، به معنای واقعی ، تا زمان پایان کار به تعویق می افتد و مجازات وی – به دلیل جنون موقت ظاهری متهم به هفت سال کاهش یافته است – در اردوگاه کار سیبری.

بنابراین داستایفسکی درخشان خوانندگان را دعوت می کند تا مفاهیم خود را درباره  جنایت و مکافات مطرح کنند، و ما را درگیر یک بحث مقاومت ناپذیر می کند: جنایتکار واقعی کیست؟ مارملادوف ، به خاطر ترک خانواده اش؟ لوژین برای بهره برداری از دنیا؟ سویدریگایلوف به خاطر قتل همسرش؟ سونیا بخاطر روسپیگری؟ گروگانگیر حریصی که روسکولنیکوف او را کشت؟

چه کسی از ما جنایتکار نیست؟ کدام یک از ما تلاش نکرده است که اراده خود را بر نظم طبیعی تحمیل کند؟

استقبال از کتاب

استقبال عمومی از کتاب  جنایت و مکافات عالی بود – اگرچه رمان کمی گیج کننده به نظر میرسید. بحث های زیادی در مورد قدرت قریب به اتفاق رمان و شایعاتی در مورد افرادی که نمی توانند آن را به پایان برسانند ، وجود داشت. خوانندگان از توصیفات وحشتناک داستایفسکی شوکه شده و با استفاده از تنش چشمگیر او را مجذوب خود کردند.

شاید شدیدترین و غیر منتظره ترین انتقاد از سوی خوانندگانی بود که احساس می کردند پرتره داستایوفسکی از جنبش نیهیلیستی کیفرخواست جوانان روس است و فرض آن غیرقابل تصور است. بیش از یک قرن است که منتقدان در مورد پیام جنایت و مکافات بحث می کنند: آیا این یک رمان سیاسی است؟ داستانی اخلاقی است؟ یک مطالعه روانشناسی؟ حماسه ای مذهبی؟

هدف داستایوفسکی هر چه باشد – سیاسی ، اخلاقی ، روانی ، یا مذهبی (و به احتمال زیاد منظور او لمس هر یک از این موضوعات بود) – یک چیز قطعی است. در کتاب جنایت و مکافات، داستایوفسکی مردی را خلق کرده است که منحصر به فرد و در عین حال جهانی است. او کسی است که می توان با او همدردی ، همدلی و ترحم کرد ، حتی اگر نتوانیم با اعمال او ارتباط برقرار کنیم.

او شخصیتی است که برای همیشه به خاطر خواهیم آورد و داستانش در طول تاریخ طنین انداز خواهد شد.

درباره داستایفسکی( نویسنده کتاب جنایت و مکافات )

کاریکاتور داستایفسکی نشسته روی صندلی

فیودور میخائیلوویچ داستایفسکی در سال 1821 در بیمارستانی در مسکو متولد شد که پدرش در آن به عنوان پزشک مشغول به کار بود. این خانواده فقیر بودند ، اما تبار آنها از اشراف قرن هفدهم باعث شد که آنها صاحب زمین و رعیت شوند. مادر داستایفسکی ، ماریا ، عاشق و مذهبی بود. پدرش ، میخائیل ، به مشروبات الکلی و خشونت گرایش داشت و رفتار بی رحمانه او در قبال دهقانان در املاک کوچک آنها منجر به قتل او در زمان هجده سالگی فیودور شد.

فیودور دومین فرزند از هشت فرزند بود. او به خصوص با خواهر کوچکترش ، واروارا ، که ازدواج نگون بخت او الهام بخش از عکسهای داستایوفسکی از دنیا و سونیا بود ، نزدیک بود. برادر بزرگترش ، میخائیل ، علایق ادبی و روزنامه نگاری داستایفسکی و همچنین ایده آل های اولیه اجتماعی خود را به اشتراک گذاشت. آنها با هم در مدارس متوسطه در مسکو ، سپس آکادمی نظامی در سن پترزبورگ ، و سپس خدمت در ارتش روسیه تحصیل کردند.

داستایوفسکی تحصیلات خود را با مطالعه زیاد در جهت تقویت مهارت های ادبی خود گسترش داد. در جوانی نویسندگان همه ملیت ها از جمله دیکنز ، هوگو و زولا را می خواند و تحسین می کرد و از برخی از نوابغ ادبی روسیه ، به ویژه گوگول ، تقلید می کرد.

اولین رمان

اولین رمان او ، مردم  فقیر، در سال 1846 منتشر شد. این داستان از یک کارمند جوان که عاشق زنی می شود که نمی تواند او را در اختیار داشته باشد. ورود داستایوفسکی به جامعه ادبی سن پترزبورگ آغاز شده بود – اما شخصیت مشهور وی به سرعت تحت الشعاع رفتارهای ناپسند وی قرار گرفت. سرانجام ، داستایفسکی گروه دیگری را برای پیوستن پیدا کرد ، این بار حلقه ای از سوسیالیست های روشنفكر كه توسط میخائیل پتراشوسكی اداره می شود.

با توجه به فضای ارتجاعی آن زمان ، ایده های انقلابی گروه پتراشفسکی هم هیجان انگیز و هم خطرناک بود و اگرچه داستایوفسکی از انقلابی بودن فاصله زیادی داشت ، اما همسویی وی با جناح او را مورد توجه پلیس قرار داد. در سال 1849 او و بقیه گروه پتراشفسکی به دلیل براندازی دستگیر شدند. داستایوفسکی در قلعه پیتر و پل زندانی شد و او و دیگران در معرض اعدام ساختگی قرار گرفتند – تجربه ای که به طور قابل ملاحظه ای دردناک است و به نظر می رسد باعث ایجاد بیماری صرعی شده است که داستایوفسکی را در تمام زندگی خود آزار می دهد.

او پنج سال آینده را در کار سخت در سیبری گذراند ، جایی که آشنایی او با جامعه جنایتکار موضوعات ، طرح ها و شخصیت هایی را برای او فراهم می آورد که بسیاری از بزرگترین آثار او را متمایز می کند ، از جمله کتاب جنایت و مکافات .

سخن پایانی

داستایوفسکی در سال 1859 به سن پترزبورگ بازگشت. دهه بعد پر از آشفتگی های احساسی و جسمی بود. در سال 1864 مرگ همسرش ، ماریا و برادر محبوبش ، میخائیل ، بدهی او را عمیق تر کرد و او را به قمار کشاند.

او همچنین شاهد انحلال مجله ادبی خود بود و با ناشر بی وجدان رابطه نامطلوبی برقرار کرد. با این حال ، دهه 1860 نیز دوره ای از شور و شوق ادبی بود ، و در سال 1865 ، انتشار  جنایت و مجازات  راه را برای مجموعه ای از رمان ها از جمله “احمق” ،  “شیاطین ” و  “برادران کارامازوف ” هموار کرد  .- که هم موقعیت خود را در میان نویسندگان بزرگ زنده روسیه پس گرفت و هم در امور شخصی و مالی او ثبات ایجاد کرد.

در ژوئن سال 1880 ، داستایوفسکی در جشن نویسنده بزرگ پوشکین شرکت کرد و طی آن سخنرانی در ستایش نویسنده انجام داد. سخنان او با تحسین زیادی روبرو شد و این رویداد نشان داد که شاید بالاترین نقطه مورد تایید عمومی داستایوفسکی بوده است. تنها شش ماه بعد ، در 28 ژانویه 1881 ، داستایوفسکی بر اثر خونریزی ریه درگذشت. مراسم تشییع جنازه وی ، با حضور نزدیک به سی هزار عزادار ، یک رویداد ملی بود. امیدوارم مطالب بالا شما را تشویق به خواندن کتاب جنایت و مکافات بکند. میتوانیداین شاهکار زیبا را از دیجیکالا تهیه و درب منزل خود تحویل بگیرید.

منبع

کتاب جنایت و مکافات

در طول تاریخ رهبران و سیاستمداران همیشه بر سر یک سوال با یکدیگر به مشکل برمی‌خوردند. آیا هدف وسیله را توجیه می‌کند؟ عده‌ای بر این باورند که هدف آرمانی ارزش قربانی شدن و قربانی کردن را دارد اما عده‌ای دیگر ترجیح می‌دهند که جنبه‌ی انسانی را در اولویت قرار بدهند و اجازه ندهند که سربازانشان در جنگ کشته بشوند.

مطالب مشابه

ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.