کتاب روزگار سپری شده مردم سالخورده( دانلود رایگان )

کتاب روزگار سپری شدهٔ مردم سالخورده عنوان رمانی سه جلدی به قلم محمود دولت‌آبادی می‌باشد، این مجموعه سه جلدی به ترتیب با نام‌های: کتاب اول (اقلیم باد)، کتاب دوم (برزخ خس) و کتاب سوم (پایان جغد) از سال ۱۳۶۹ به بعد توسط انتشارات چشمه و فرهنگ معاصر منتشر شدند.

معرفی کتاب 

 

سرگذشت زندگی سه نسل از خانواده این بار در اثری از محمود دولت آبادی. روزگار سپری شده ی مردم سالخورده روایتی است از خانواده ای روستایی که در دهی به نام تلخاباد کلخچان در زمان ناصرالدین شاه قاجار زندگی می کنند. این قصه از زبان چند راوی بیان می شود و شروع داستان چنان محکم و قوی است که بلافاصله خواننده را در فضای روایت قرار می دهد. داستان با استادبا شروع می شود و کم کم با پیش روی قصه، جادوی داستان نویسی دولت آبادی آغاز می شود.

تمام تشبیهات طولانی و بیان ریزه کاری ها و ظرایفی که در توصیف شخصیت ها و فضای داستان استفاده می کند، خواننده را در بطن قصه قرار می دهد و طعم رنج و تلخی زندگی در سال های سخت خشکسالی را به کام مخاطب می چشاند.

این شاهکار محمود دولت آبادی در سه جلد توسط نشر چشمه به انتشار رسیده است.

در باب نویسنده

محمود دولت ابادی

محمود دولت آبادی، زاده ی 10 مرداد 1319، نویسنده، نمایشنامه نویس و فیلمنامه نویس برجسته ی ایرانی است.دولت آبادی در روستای دولت آباد سبزوار متولد شد. او پس از پایان تحصیلات ادلیه در روستا، به سبزوار رفت و به مشاغل گوناگونی روی آورد. دولت آبادی سپس به مشهد رفت و آنجا با سینما و نمایش آشنا شد. او در سال 1338 به تهران نقل مکان کرد و یک سال بعد در تئاتر پارس مشغول کار شد. دولت آبادی از ابتدای دهه چهل خورشیدی در کلاس های نمایشی شرکت کرد و بازیگر نمایش شد. او در همین زمان، به تدریج به نوشتن نیز روی آ…

بریده ای از کتاب 

 همه ی نحسی ها با عر عر آن کره خر وامانده شروع شد. کره خری که بابام مرغ و نه تا جوجه هاش را باش تاخت زده بود، کره خر غرشمال ها. هنوز آفتاب نزده بود که در خانه مان را زدند. عمه ت خورشید رفت پشت در و خبر آورد که دده ی کلو آمده رد بابام برود سر حاج کلو را بتراشد. من زیر لحاف بودم. کرسی داشتیم. بابام نشسته بود پای سماور

اگر به این می اندیشی که دیگران چگونه به تو می اندیشند یا از دیگران می ترسی یا به خودت باور نداری

 فاجعه ی زندگی من این است که یک بار زندگی را مثل زهر نوشیده ام و گذشته ام ، و اکنون که به اندیشیدن بدان بازگشته ام ، احساس می کنم همان جام زهر را بی نهایت بار از نو و از نو می نوشم و می نوشم .
ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.