دانلود کتاب صوتی ناخدای پانزده ساله

کتاب ناخدای پانزده ساله

نویسنده : ژول ورن

زبان : فارسی

فرمت : mp3

 

رمان کلاسیک ناخدای پانزده ساله یکی از دیگر از کتاب های ماجراجویانه ژول ورن، نویسنده بنام فرانسوی است. ژول ورن در این کتاب شخصیت محبوب دیک ساند، حماسه تجارت برده را خلق کرد. سفری پر ماجرا و ناخواسته از سان فرانسیسکوی آمریکا به قلب آفریقا

 

.دیک ساند، نوجوان پانزده‌ ساله‌ که پسر خوانده‌ مردی به نام “ناخدا هال” است، در سفری که برای شکار نهنگ رفته بودند، پس از غرق شدن پدر خوانده‌اش، هدایت کشتی را به دست می‌گیرد. اما با خیانت آشپز کشتی، او و همراهانش اسیر برده فروشان می‌شوند. در میان خوانندگان ورن، همیشه چنین تصویری از حیات وحش آفریقا، ماجراجویی ها و خطرهای آن و همچنین شکار وحشیانه حیوانات و انسان ها پرطرفدار بوده است.

 

پیشنهاد دانلود:  کتاب مرگ فروشنده| دانلود رایگان کتاب PDF مرگ فروشنده

 

کتاب شامل هیچ شگفتی یا اختراعی نیست؛ اما در میان ماجراها و صحنه های تکان دهنده، در پی انتقال دو موضوع مهم است: یکی آموزش اطلاعات جغرافیایی و ترسیم تصویری از آفریقا به مانند یک کاشف، گیاه شناس و جانور شناس و دیگری درس اخلاقی پیرامون برده داری و نفوذ وحشتناک نفرینِ آن بر همه کسانی که با آن در ارتباطند و اثر کاملا ویرانگر آن بر جامعه ستمدیده سیاهپوستان آفریقا.

خلاصه کتاب

 

زمان: 1876 میلادی

مکان: آمریکا (ایالت کالیفرنیا: شهر سان فرانسیسکو)، آفریقا

 

“پیل گریم”، نام کشتی با ظرفیت چهارصد تن است که برای صید نهنگ ساخته شده و صاحب آن آقای “جیمز ولدن” است. ناخدا “هال” از سالها پیش اداره ی این کشتی را به عهده گرفته بود. خانم ولدن همراه با پسر کوچکش “جک” و پسر عمویش “بندیک” با اجازه ناخدا سوار کشتی شدند تا از بندر “سان فرانسیسکو” خارج شوند.

 

در بین ملوانان پسر پانزده ساله ای نیز دیده می شد. نام او “دیک ساند” بود. پدر و مادر او ناشناخته بودند و او از بچگی در یتیم خانه بزرگ شده و بعد از آن توسط صاحبان این کشتی، دریانوردی را یاد گرفته بود. سفر آن ها آغاز  می شود و …

 

بریده ای از کتاب 

 

از خود پرسید، این جا کجاست؟ ما اکنون کجا هستیم.

 

ساحل کوچکی بود که از چند صخره تشکیل شده بود. با این وجود همه خداوند را شکرگزار بودند که توانسته بودند نجات پیدا  کنند. کمی دورتر تا چشم کار می کرد، پوشیده از درخت بود. به نظر می آمد جنگل انبوهی باشد که تا کوه های دور دست پوشیده شده باشد. این جا چگونه جایی بود؟ در سمت دیگر سرچشمه ای از یک رود نیز دیده می شد و تعدادی پرنده که تاکنون اسمشان نیز به گوش کسی نرسیده بود.

 

پیشنهاد دانلود:  دانلود کتاب صوتی شب های روشن( رایگان )

 

دینگو در طول ساحل حرکت می کرد و با دقت ماسه ها را بو می کشید. گاهی نیز غرشی می کرد. خانم ولدون گفت:

-می بینی دیک؟ به سگ توجه کن.

در حالی که دینگو اطراف را بو می کرد و انگار دنبال رد کسی را می گیرد، نگورو از صخره ای بالا رفت و گویی دنبال کسی یا کسانی می گردد از صخره ای بالا رفت و از آن سو به طرف رودخانه دوید و پشت درختان ناپدید شد.

 

منبع: گوگل!

ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.